تشبع در ایران در قرن هشتم هجری
مقدمه :
قرن هاست كه سرزمين ايران ،به قلب تشيع دوازده امامي تبديل گشته و بسياري را به اين اشتباه انداخته است كه گويي از نخستين روزهاي ورود اسلام به ايران ، ايرانيان مذهب تشيع را انتخاب كردند. در حالي كه آشنايي مختصر با تاريخ اسلام در ايران نشان مي دهد كه در آغاز ، همه مذاهب اسلامي ،براي خود جاي پايي در ايران داشتند و نه تنها سنيان و شيعيان ، بلكه معتزليان و خوارج و مرجيان و از مذاهب فقهي ، حنفيان و شافعيان و اهل حديث ، هر كدام در شهر و دياري ،قدرتي به دست آوردند.
در اين ميان ، شيعيان تدريجا وضعيت بهتري يافتند در حالي كه خوارج كه كروفري زيادي در جنوب ايران در دو قرن نخست داشتندبه مرور و البته به طور كامل از ميان رفتند .
طي دوراني كه تشيع در شام زير فشار مماليك بود ، تشيع در ايران به آرامي رشد كرد. آن زمان ، مانع مهم رشد تشيع كه همزمان عامل ترقي آن هم بود. و اين امري شگفت است . فراگير شدن تصوف بود .
تصوف مذاهب اسلامي را خنثي ميكرد . بهمين دليل ، هم تسنن را خنثي وهم تشيع را از فعاليت چشمگير باز داشت .
اما از همه مهمتر آنكه اين زمان مهمترين حامي تشيع ايران ، تشيع حله و عراق بود كه روي ايران تاثير مي گذاشت . مكتب حله براي دو قرن پياپي بر تشيع ايران تاثير گذاشت ، در همين مدت، پيدايش نحله هاي صوفي – سياسي – شيعي سربداران ، مرعشيان و مشعشعيان به تدريج زمينه هايي را براي برآمدن خانقاهي شيعي فراهم ساخت .
تشيع ايران در قرن هشتم
مركز ثقل تشيع در قرن هشتم ، شهر حله در عراق و در مرتبه اي پايين تر شهرحلب در شام بوده است .
بسياري از عالمان شيعي ايراني از كاشان ، گرگان و نقاط ديگر براي تحصيل به حله مي رفتند ، بزرگترين عالمان شيعي ايراني از كاشان ، گرگان و نقاط ديگر براي تحصيل به حله مي رفتند بزرگترين عالم شيعي يعني علامه حلي و فرزندش فخرالمحققين كه بيشتر عالمان شيعي اين دوره از شاگردان آنها بودند متعلق به اين شهرهستند .
پيش از او استادش محقق حلي678 نيز از همين شهر برخاسته بود وي در ابتداي كار مغولان ، با كارگزاران شيعي آنها روابط خوبي داشته است .
اصولا تشيع در اين دوره نفوذ قابل ملاحظه اي بر افكار عالمان اهل سنت داشت و عليرغم كهنگي نزاعها ، رفت و شد ميان عالمان شيعه و سني بويژه ادبا فراوان بود .
1
تاريخ تحولات مذهبي در ايران از قرن هشتم تا اوايل قرن دهم هجري قمري عبارت بوده است از كشمكش و نزاع ميان پيروان دو مذهب شيعه و سني از يك طرف « علي اصغر حكمت ، ص 334»
و رشد فزاينده سلسله هاي عرفاني ودرويشي از طرف ديگر كه اين سلسله هاي درويشي يا به مذهب شيعه گرايش داشتند و يا به يكي از مذاهب اهل سنت و جماعت . كشمكش ميان مذاهب مختلف اسلامي كه گاهي با خشونت نيز توأم مي گرديد ، از خصايص اصلي آن عهد به شمار مي رفت .
مهم ترين مطلب درباره تشيع ايران در قرن هشتم ، رواج تشيع پس از سقوط خلافت
عباسي به دست هولاكو ، و حتي پيش از آن ،آزادي مذهبي رواج يافته بود .
با سقوط خلافت بغداد ،وقتل آخرين خليفه عباسي توسط هلاكو خان ، كليه جهان اسلام خصوصا ايران را با مسائل پيش بيني نشده و جديدي در مقوله دين مواجه ساخت .
براي نخستين بار مردم ايران به حاكميت فرمانروايان غير مسلمان و كافرتن در دادند. سقوط خلافت بغداد تسنن را در ايران از رسميت انداخت و اين مطلب كه آرزروي ديرينه شيعيان بود، في الواقع مي توانست امتياز با اهميتي براي آنان قلمداد شود .
از طرف ديگر سقوط و اضمحلال سياسي و نظامي اسماعيليان ، بر اثر هجوم مغولان ، كه البته آنان رقيب خطرناك شيعيان اثني عشري نيز به شمار مي رفتند از عوامل اصلي نفوذ زوز افزون شيعيان اثني عشري در ايران گرديد .« سيري در اوضاع مذهبي ....»
ايران در عصر علامه
ايلخانان مغول بعد از هولاكو تا غازان خان دست كم در ظاهر و در ميان مغولان ،بر مذهب شرك بودند .
پذيرش اسلام توسط ايلخانان با تلاش ويژه آنها جهت جلب توجه قدرتهاي مسيحي همخواني نداشت « ديويد مورگان ، ص88 » اما به گمان نگرنده رويه ديني ايلخانان در ايران اساسا به جز دوران كوتاه ارغون خان «683-690ق » به طور كلي تساهل گرا بود و معمولا آنها از تعصبات ديني ممانعت به عمل مي آوردند .
بدين گونه استيلاي مغولان بر سرزمين ايران و عراق و سركوب خلافت عباسي بغداد « كه به نام دين و سنت پيامبر اكرم «ص» ستمي از گرده ايرانيان مي كشيد » موجب شد كه شيعيان نفسي به راحت بكشند . تسا مح ايلخانان در امور مذهبي وضعي فراهم آورد كه ايرانيان شيعي مذهب بتوانند با آزادي و آرامش به نشر عقايد خويش بپردازند و مباني مذهبي خود را تحكيم و تقويت نمايند .
در همين راستا پس از مدتي كه از فعاليت آزادانه شيعيان در خاك ايران گذشت گروهي از فقيهان و متكلمان حوزه هاي شيعي در دستگاه ايلخا نان گرد آمدند .
2
دو تن از برجسته ترين نمايندگان انديشه شيعه در ايران عهد ايلخاني ، خواجه نصيرالدين طوسي «متوفي 673 ق » اختر شناس ، فيلسوف ، فقيه و متكلم ايراني و شاگردش علامه حلي «متوفي 736ق » بودند قطعا نصيرالدين طوسي را بايد يكي از بنيانگذاران كلام شيعه اماميه دانست . همچنين علامه حلي كه بيشترمتكلم و فقيه بود تا فيلسوف ، رساله وي اساس فقه شيعه در ادوار آينده گرديد. « سيري در اوضاع ....»
غازان خان « 694-703 »اسلام را پذيرفت و در برابر تشيع و تسنن موضع ميانه انتخاب كرد.
گزارش مفصلي از چگونگي شكل گيري انديشه شيعي در افكار غازان خان را ابوالقاسم عبدالله بن محمد القاشاني حنفي آورده است .
هولاكو، پادشاه مغول بعد از تهاجمات و لشكركشيهاي پي درپي و غارت اموال مردم و از دم تيغ گذراندن مردم محروم ، در ايران باقي ماند و تا سال 663 هج .ق حكومت كرد و بعد از يك دهه جنايت و خونريزي ، در همين سال به هلاكت رسيد و سايه ستمگري وي از سر ملت كوتاه شد و مردم نفس راحتي كشيد ند و پس از وي چند تن از فرزندانش به حكومت رسيدند تا اينكه حكومت به اولجايتو رسيد .
وي از پادشاهان مغولي است كه از سال« 703-716» بر ايران و متصرفات مغول در اطراف ايران حكومت كرد او پس از رسيدن به حكومت ، رشيدالدين فضل الله همداني را كه در زمان برادرش وزير بود به صدارت منصوب نمود .
اولجايتو در عقيده ، پيرو اجداد بت پرست و دوراز فرهنگ خود بود ولي پس از رسيدن به حكومت، بر اثر نفوذ دانشمندان و علماي حنفي در دربار مغول ، مذهب حنفي را پذيرفت و مسلمان شد .
گرايش اولجايتو به تشيع و رسميت آن
ميراث غازان خان در گرايشات شيعي به جانشين وي اولجايتو منتقل شدآن چنانكه وي سخت مدافع مذهب تشيع شد .
علاقه اولجايتو به تشيع و يا بدست آوردن آگاهيهاي بيشتر سبب شد تا وي علماي شيعه را از عراق عرب فرا خواند ، مهمترين آنها علامه حلي بود .
3
دعوت از علامه
علامه حلي ،در شهر حله و ديگر شهرها و كشورها از موقعيت بسيار خوبي برخوردار بود و چند سالي از مرجعيت او مي گذشت .
او به عنوان يك شخصيت جهاني مورد نظر و توجه بود و آوازه فضل و علم او به تمام نقاط رسيده بود .
يكي از روزها خاطر سلطان محمد اولجايتو مكدر شد و از روي ناراحتي و خشم يكي از زنانش را طلاق داد و در داخل كاخ كه كسي حضور نداشت ،رو به يكي از زنان كرد و گفت : « انت طالق ثلاثا » وزن را در يك مجلس سه طلاقه كرد . بعد از مدتي پشيمان شد و از دانشمندان اهل سنت كه در دربار حضور داشتند سؤال كرد :
« ما در حال ناراحتي چنين كاري كرديم اين طلاق چگونه است ؟
سلطان گفت : قول ديگري وجود ندارد .
گفتند : نه
يكي از وزرا گفت : پيشنهادي دارم . آن اينكه در حله فقيهي است كه به باطل بودن اين طلاق فتوا مي دهد .»
فقيهي كه آن وزير پيشنهاد داد ، علامه حلي بود ، علت آمدن علامه به ايرانهمين امر بوده است .
هر چند زمان اين مسافرت به طور دقيق معلوم نيست .
نقش علامه حلي در تشيع اولجايتو
فصل مهم در تشيع اولجايتو ، نقشي است كه براي علامه حلي قائل شده اند در واقع مي توان گفت اين سومين بار بود كه تشيع از عراق برايران تاثير مي گذاشت نوبت اول تاثير تشيع عراق بر شهر قم ، نوبت دوم تاثير مكتب مفيد و شيخ طوسي بر تشيع شهر ري و جبال ايران و نوبت سوم تشيع حله بر ايران .
اقدام علامه حلي در تاليف چند كتاب در زمينه امامت ، و اهداي آنها به اولجايتو نشاني از اقدامات اين فقيه شيعه در ترويج تشيع در اين دوره است . «تاريخ تشيع ايران در قرن هشتم»
علامه حلي ،از فقهاي به نام اسلام است كه تمام دانشها و علوم اسلامي را براي خدا آموخت ، براي خدا قلم بر صفحه كاغذ گذاشت ، براي خدا تدريس نمود و براي خدا گام برداشت. حضور وي در ايران در مركز حكومت اولجايتو ،خير و بركت بود ، حاكمي را كه از نسل چنگيز بود و تنها چيزي كه نداشت ، فرهنگ و انسانيت بود اين گونه متحول مي كند و از ذلت و خواري به سوي انسانيت و بزرگواري و از ظلمت و جهل به نور و هدايت رهنمون مي شود .
4
آري سلطان اولجايتو پس از جلسات بحث و مناظره و دليلهاي روشن علامه بر حقانيت مذهب اهل بيت عصمت و طهارت از آن پس اعلان تشيع مي كند و كم كم در سراسر ايران مذهب اهل بيت منتشر مي شود .
از آن پس اولجايتو به لقب «سلطان خدابنده » معروف و مشهور ميگردد، به نام دوازده امام خطبه مي خواند و دستور ميدهد و در تمام شهرها سكه به نام مقدس ائمه معصومين زده شود و سر در مساجد و اماكن مشرفه به نام ائمه مزين گردد.
مذهب شيعه و محبت اهل بيت به سرعت در ميان حاكمان و لشكريان مغول منتشر مي شود و آنان همراه جمع زيادي از دانشمندان و بزرگان بر مذهب شيعه گردن مي نهند كه احكام و دستورهايش از ائمه و علي بن ابي طالب و از رسول گرامي اسلام و از جبرئيل و از خداوند گرفته شده است .
علامه حلي ، در نشرمعارف و فقه اسلام طبق مذهب اهل بيت در مركز حكومت مغولان و سراسرقلمرو آنان در ايران ، يك دهه تلاش و فعاليت مي كند . در سال 716 ، بعد از مرگ سلطان محمد خدابنده به وطن خود حله باز مي گردد و خوشحال است از اينكه توانسته تا حدود زيادي در جهت تثبيت اسلام ، گام بردارد و نام مقدس ائمه معصومين را در گوشه و كنار ممالك اسلامي منتشر نموده ، به مردم ايران طعم شيرين زندگي در سايه محبت و ارتباط با ائمه اطهار را بچشاند .
ده سال هجرت و دوري از وطن ، ده سال تدريس و تربيت شاگردان و فرزانگاني كه پروانه وار گرد وجودش مي چرخيدند و از دانش و فضل و كرمش بهره مي جستند ،
بحث و مناظره با دانشمندان واثبات حقانيت مذهب شيعه ، نگارش فقه و معارف اهل بيت عصمت و طهارت ، و مسافرتهاي زيادبه شهرها و روستاها و انتخاب شاگردان جديد و آگاه كردن آنان به مكتب اهل بيت ودر يك كلمه ، ده سال « هدايت انسانها به صراط مستقيم و فتوا دادن و آگاه نمودن مردم براي انجام احكام اسلام ، ثمره هجرت او به ايران بود .« علامه حلي ،رايت ولايت »
خدابنده و تشيع اصفهان در نيمه نخست قرن هشتم
در اواخر نخستين دهه قرن هشتم سلطان محمد خدابنده تشيع را پذيرفت و اقداماتي در بسط آن انجام داد . در اين زمينه ، تبليغات شيعي در ساير شهرها آغاز شد ، چنان كه ضرب سكه شيعي نيز معمول گشت .
در نقل تاريخي آمده است : سلطان محمد خدابنده در شهور سنه سبع و سبعما ئة فرمان داد تا سكه و خطبه به اسامي دوازده امام – عليهم السلام – مزين بسازند . در بسيار جاها از جمله اصفهان از پيش نرفت و اهالي اصفهان قبول نمي كردند تا در سنة عشر و سبعما ئة ،بيست هزار خواست كه بدانجا فرستد و متردين را تاديب كند .
5
بعداز زحمت بسيار مقدم ايشان ملا بو اسحاق بود گرفته به اردوي آوردند – يك مرتبه سر سختي اصفهانيان تخفيف يافت ، اما چنان كه بايد به راه نيامدند .
يكي از نشانهاي تشيع اصفهان در روزگار اولجايتو، محراب زيباي اولجايتو در مسجد جامع اين شهر است كه نام مبارك دوازده امام در گچ بري زيباي آن آمده است ، درست مانند محراب مسجد پير بكران واقع در قريه پير بكران كه از زمان اولجايتو بوده و در انجا نيز نام دوازده امام به چشم مي خورد .
از تشيع اصفهان در قرن هشتم و نهم شواهد ديگري نيز در دست داريم .اين دو قرن ، شاهد نوعي تفاهم ميان مذهب شيعه و سني است كه تجلي آن در كتيبه هايي است كه در آن نام خلفا و نام دوازده امام با يكديگر آمده است .
با امدن صفويه ، اصفهان آمادگي كامل براي پذيرفتن تشيع داشت تا انجا كه جستجو شد ، كمترين مقاومتي در اين شهر در برابر شاه اسماعيل صورت نگرفت و حتي صحبت از فتح اين شهر هم در منابع ديده نمي شود.
تشيع قم در قرن هشتم
شهر قم ، ازپس از قرن چهارم ، مركزيت علمي خود را از دست مي دهد ، اما بسان ديگر شهرهاي منطقه فراهان و جبال ، موقعيت ويژه خود را به عنوان تامين بخشي از نيروهاي اداري و دبيريو وزارتي دولت سلجوقي را حفظ مي كند .اين به رغم آن است كه مردم اين شهر يكسره بر تشيع استوار ماند ند .
در كتاب نقض كه از قرن هشتم بر جاي مانده است ، بارها و بارها برنام قم و مركزيت شيعي و زيارتي آن تاكيد شده است .
از جمله اثار بازمانده شيعي از قرن هفتم شهر قم ،كتيبه اي است كه گرداگرد مرقد پيشين حضرت فاطمه معصومه بود و از اوايل قرن ششم و از كارخانه كاشي سازي محمدبن ابي طاهر بوده است .آثار شيعي وي در ورامين ،كاشان و قم ، از ان عهد فراوان است .
يكي از مهمترين اقدامات فرهنگي انجام شده در اين دوره ،ترجمه كتاب بي مانند در ميان تواريخ محلي ، يعني تاريخ قم است كه اصل عربي آناز حسن بن محمد بن حسن قمي است كه به سال 397هجري آن را تاليف كرد و ترجمه آن توسط حسن بن علي بن حسن بن عبدالملك قمي در سال 805-806 به دستور خواجه ابراهيم پنجمين امير از خاندان صفي ، به فارسي ترجمه شد .
كتيبه هايي نيز از آن دوره كه حاوي شعاير شيعي است برجاي مانده است.
6
تشيع قزوين در قرن هشتم
سلطان محمد خدابنده ايلخان مغول كه در آغاز بر مذهب اهل سنت بود ، به تشيع گرديد ودر ترويج تشيع ، دست به تلاش گسترده زد . داستان اين تحول را در جلد دوم كتاب تاريخ تشيع در ايران «از اغاز تا صفويه » آورده شد ه، از انجا كه مركز اين تحول در شهر سلطانيه بود ، طبعا آثار آن مي بايست بر شهرهاي اطراف آن از جمله قزوين ، محسوس باشد .
در عين حال ، قزوين به دليل پاي بند يش به تسنن ،چندان تسليم كارهاي تبليغي سلطان محمد خدابنده قرار نگرفت . در برابر يكي از شهرهايي بود كه در مقابل سلطان ايستاد .
در تشيع قزوين در قرن هشتم ،بي مناسبت نيست تا از عبيد زاكاني « زنده تا 768» سخن بگوييم .
اين شاعر بذله گو و شوخ طبع در اصل از طايفه زاكانيان قزوين است . آنچه اهميت دارد اين كه وي گرايشات شيعي آشكاري در همان طنزها و مطايبه هاي خود دارد .
درباره تشيع قزوين در قرن نهم ، شاهدي در دست است و آن صندوق منبت كاري شده روي قبر امامزاده حسين است به نوشته آقاي مدرسي طبا طبائي «گرداگرد بدنه هاي چهارگانه اين صندوق ،در چهار لبه اضلاع هر بدنه ، كتيبه هايي است در ثناي معصومان چهارده گانه ، نام سازنده آن حسن بن عمادبن جوانمرد مشهور به فخر زرندي است كه در سال 806 صندوق را تجديد كرده است .
دولت سربداري شيعي – شيخي در سبزوار
در قرن هشتم ،همه گرايشات مذهبي ايران و نواحي اطراف در قالب تصوف بيان مي شود . اين اصل كلي حاكم بر انديشه ها و گرايشات مذهبي اين دوره است .
براي نخستين بار در تاريخ مذهبي ايران ، جنبش هاي فكري در آميخته از تشيع و تصوف ظاهر شد سربداران نمونه برجسته دولت هاي مقتدر در خراسان بود كه هم شيعي و در عين حال از اهل فتوت بودند. آنها سازماني سياسي – اجتماعي تشكيل داده و سرانجام فتوت شيعي ثمره خود را به بار آورد و نخستين حكومت ملي ، پس از يك قرن تسلط بيگانه ، در خراسان تشكيل گرديد .
«سيري در اوضاع مذهبي ايران در قرون هشتم و نهم»
بايد گفت : حركت سربداران از سوي مردماني كه تحت ستم مغولان بودند در سال 737 هجري از شهر باشتين آغاز شد .
7
قيام كنندگان در سال 738 شهر سبزوار را در اختيار خود در آوردند اين شهر پايگاه اصلي سربداران است و تا آخرين سال دولت آنان ، سرزمين هاي تحت سيطره ايشان گاه در شرق تا نيشابور و در غرب تا دامغان و جرجان پيش ميرود .
بعد از مرگ سلطان ابو سعيد كه از ايلخانان مغول بود براي مدتي خراسان در تب و تاب داشتن يك ايلخان تعيين شد . در فاصله سال هاي 738 و بعد از آن ، ابتدا عبدالرزاق باشتيني دولت سربداري را ايجاد كرد و پس از آن برادرش مسعود با قتل وي جانشين
او شد .
درست در اين زمانها ، يك جنبش مذهبي – سياسي در خراسان آغاز مي شد . شيخ خليفه در راس آن بود كه كارش را از زمان سلطان ابو سعيد آغاز كرده بود . پس از قتلش شيخ حسن جوري جانشين وي گرديد . منابع به شيعي بودن اين جنبش اشاره كرده اند .
به يقين بايد سبزوار آن زمان را شهري شيعي دانست كه سنياني نيز در آن زندگي
مي كرده اند .
درباره تشيع سربداران ، اشارات مبهمي در منابع تاريخي آمده است . با اين حال سر جمع مي توان از همان شواهد نيز تشيعي را براي آنها اثبات كرد.
دليل ديگر شيعي بودن سربداران
سكه هاي بر جاي مانده از اين دولت است كه انها را بايد مهم ترين شاهد بر تشيع اين
خاندان دانست .
يكي از شواهد مهم تشيع در آن دوره « سربداران » آن است كه در سال 757 حسن بن حسين شيعي بيهقي سبزواري رساله راحه الارواح و مونس الاشباح را به نام سلطان
نظام الدين يحيي بن شمس الدين كرابي نوشته كه شامل شرح حال معصومين است .
آنچه مسلم است اين خواجه علي مؤ يد بوده كه مذهب تشيع را براي دولت سربداري
رسمي كرده است .
مهم ترين سند براي تشيع وي درخواست او از شمس الدين محمد بن برمكي معروف به
شهيد اول «م786 » براي آمدن به ايران است.
8
آثار فارسي شيعي از قرن هشتم
وجود آثار شيعي در ادبيات فارسي ،از دلايل حضور اند يشه هاي شيعه در ميان ايرانيان است .
چند نمونه از اين آثار به شرح ذيل است .
1- رساله مسبار العقيده در اثبات حقانيت عقايد شيعي تاليف كرد .
2- راحة الارواح و مونس الاشباح از حسن بن حسن واعظ بيهقي سبزواري است.
3- از مفصل ترين آثار در زمينه تاريخ صدر اسلام در ميان فارسي زبانان بايد از نزهة الاكرام و بستان العوام ياد كرد .
آثار ي ديگري نيز وجود دارد كه به دليل اطاله كلام از ثبت آن خودداري ميگردد .
از شاعران شيعي قرن هشتم
1- نصرة علوي رازي است كه اشعارش را در سال 729 كتابت كرده اشعاري در مدح امير المؤمنين «ع» دارد .
2- حمزه كوچك وراميني كه از وي سه قصيده بر جاي مانده است .
3- شهاب بن علي بن كمال سمناني است . اشعاري از ديگران و خودش رادارد .
بستر تشيع غالي در قرن هشتم
در كنار حركت تشيع معتدل ، هميشه كساني يافت مي شد ه اند كه شيعه را به سمت و سوي غلو و افراط در مسائل خاصي مطرح مي شد و به طور عمده ، بر محور اعتقاد به نوعي الوهيت يا شبه الوهيت امامان «ع» بود كه در ساير عقا يد شيعه نيز آثاري برجاي مي گذاشت .
جريان غاليان در قرن 3 ،4 فعال بود ، اما از قرن 5 به اين سو به مقدار زيادي تحت
تا ثير فعاليت علماي شيعه در بغداد ، نجف و حله قرار گرفت البته غالياني كه به دور از مراكز علمي بودند هنوز بر عقايد انحرافي گذشته خود باقي مانده اند « مانند اهل حق در ايران »
از قرن 8 به اين سو ، بار ديگر ، جريان غلو ، تجديد حيات كرد وتا مرز تشكيل حكومت و دولت در برخي از حيات پيش رفت ، برخي از صورت هاي اين غلو ، در داخل حوزه تشيع نضج گرفت و برخي در قالب گروه هايي پديد آمد كه البته ارتباط شان با مراكز علمي تشيع و حتي داشتن عقايد شيعي مشكوك است .
9
نتيجه
با مطالعه در تحولات مذهبي ايران در قرون هفتم و هشتم هجري قمري دو نتيجه قابل استنباط است .
اول اين كه در اين دوران گروه هاي شيعي و صوفي تا حدود زيادي اختلافات گذشته را كنار گذاشتند و پيوند نزديك تري با يكديگر برقرار كردند .
اين گروه هاي مذهبي با اتكا به اصول شريعت اسلام به صورتي جدي به عرصه سياسي كشيده شدند به طوري كه حتي مبادرت به تاسيس تشكيلات سياسي – نظامي كردند .
دوم اينكه در اين دوران در اثر سقوط حكومت ايلخاني بلافاصله نهضت هايي سياسي و مذهبي كه به تشيع و تصوف گرايش داشتند در شهرهاي مختلف ايران به ظهور رسيدند .
هدف اين نهضت ها در حالي كه مردم شهر و روستا از شيوه حكومت ظالمانه حكمرانان سياسي به تنگ آمده بودند ، و مشروعيتي نيز براي انها قائل نبو دند ، اساسا كسب قدرت سياسي و تشكيل حكومتي ديني و متكي بر اصول عدالت پرور شريعت اسلام بود ، اين گروه هاي مذهبي توانسته بودند نفوذي عظيم در ميان مردم و جامعه بدست آوردند ، پس رهبران مذهبي منتسب به شيعه و صوفي نيز در راس اين گرو ه ها يقدرتي قرار گرفتند .
آنان مبارزه اي طولاني را براي كسب قدرت به پيش بردند . دست كم مدت دو قرن طول كشيد تا قدرت سياسي و مذهبي به طور كامل در اختيار رهبران و تشكيلات مذهبي قرار گيرد .
10
منابه ومآخذ
1- تاريخ تشيع در ايران
« از آغاز تا طلوع دولت صفوي – رسول جعفريان نشر علم تهران 1387
2-ديدار با ابرار علامه حلي
« رايت و لايت – محمد حسن اماني انتشارات اميركبير-1382»
3-سيري در اوضاع مذهبي ايران در قرون هشتم و نهم هجري قمري
« دكتر امير تيمور رفيعي – استاديار گروه تاريخ – اينترنت »