مقدمه

نگارش تاریخ شیعه درباره نواحی شام آسان نیست زیرا منابع تاریخی جز اشاراتی اندک به این موضوع نپرداخته اند.همچنین کسی در قدیم و جدید نیز در این باره کار نکرده است . 

بنابر این تحقیق ما در این زمینه بسیار ناقص خواهد بود.از طرفی با توجه به سلطه حکومت اموی در این منطقه و نوع تاریخ نگاری مکتب شام، متاسفانه منابع تاریخی این منطقه نیز با غرض ورزی خاصی به سرکوب شیعه پرداخته اند. با فتح شام در سال هفدهم هجری و پذیرش اسلام از سوی مردم این سرزمین، خلیفه اول و دوم برای تبلیغ و گسترش آیین اسلام و نیز آموزش قرآن و احکام دینی، تعدادی از صحابه بزرگ رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله و قاریان مدینه را به این سرزمین اعزام داشتند. دیری نپایید که گروه صحابه و تابعان به سوی شهرهای دمشق، حلب، حِمص و حَماة روان شدند. این مسأله علاوه بر حضور بسیاری از صحابه در فتح شام بود که به گفته ابن سعد 113 نفر بودند. شهر حمص در جنوب دمشق، محل ملاقات و پیوستن اصحاب رسول‏اللّه‏ صلی‏الله‏علیه‏و‏آله به یکدیگر بود. «ابن مسلم خولانی» داخل مسجد حمص شد که در آن سی تن از ریش سفیدان اصحاب را دیده بود و «کثیر بن مرّة الحضرمی» هفتاد بدری از صحابه رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله را در آنجا ملاقات کرده بود. آنان مقدمه لشکر اسلامی بوده و در آموزش فقه و قرآن در این سرزمین نقش مهمی داشتند. بسیاری از تابعان در شام از «عبادة بن صامت»، «ابی درداء» و «معاذ بن جبل» فقه و از دیگران حدیث آموختند. این عده در پی درخواست اولین حاکم دوران اسلامی دمشق یعنی «یزید بن ابی سفیان»، از عمر بن خطاب خلیفه وقت به این سرزمین اعزام شده بودند. علاوه بر صحابه، بسیاری از فرزندزادگان ائمه بزرگوار شیعه نیز در شهرهای شام سکونت گزیده و در طی سده‏های اول و دوم هجری در این سرزمین به دیار باقی شتافتند که مزار و آرامگاه آنان همواره مورد توجه مردم قرار می‏گرفت.

با توجه به فراوانی صحابه و زادگان ائمه و نیز احداث و ایجاد بقعه‏های متبرک و ساختمانها و به دنبال آن ساخت مساجد و مدارس برای تعلیم قرآن و حدیث و فقه، جریانی برای ثبت شرح حال و سرگذشت این افراد و توصیف آن بقعه‏ها و اماکن مذهبی، یعنی تراجم‏نویسی و تاریخ محلی، پدید آمد و همین امر بعدها باعث ایجاد مکتب تاریخ‏نگاری گسترده‏ای شد که نه تنها از مکاتب تاریخ‏نگاری حجاز و عراق کمتر نبود، بلکه گوی سبقت را نیز در بعضی از سده‏ها از آنان می‏ربود.

نخستین کسی که کوشید، تاریخ گذشتگان و اعراب جاهلی را در این سرزمین احیا کند، «معاویة بن ابی سفیان» بود. چون وی همواره شیفته و فریفته وابستگیهای حسَبی و نسَبی خود و زنده کردن ارزشهای قبیله‏ای و قومی اعراب جاهلی و شاهان و سلاطین گذشته شبه جزیره بود؛ لذا کسانی را برای خواندن تاریخ پیشینیان و ثبت و تحریر شکوه و عظمت شاهان این سرزمین از یمن به دمشق فرا خواند. به گفته سامی الدهان «عبیده بن شُرَیه الجُرهُمی»، که در سال هفتاد هجری در گذشت، از جمله محققانی بود که برای نوشتن تاریخ عمومی این سرزمین دعوت گردید. متأسفانه تألیف او با عنوان «کتاب الملوک و اخبار الماضی» امروزه در دست نیست. کسانی چون الاوزاعی متوفی 157 هجری و ولید بن مسلم نیز چندین اثر تاریخی نوشتند که هیچ‏کدام از آنها باقی نمانده‏اند.

جریان تاریخ‏نگاری اسلامی در دوران خلافت امویان بویژه «ولید و هشام بن عبدالملک» رشد و گسترش یافت؛ این گونه تواریخ بر اساس خواست و تمایل خلفای اموی، که به شدت با بنی هاشم و بویژه اهل بیت و شیعه خصومت و دشمنی داشتند، به نگارش درمی‏آید. هر چند که از آن کتابها در سده‏های دوم و سوم هجری چیزی در دست نیست، ولی بیشتر آثار و روایات ایشان در منابع مورخان سده‏های بعدی دستمایه کار تاریخ‏نگاری آنان گردید. کسانی چون ابن زوریق تنوخی، الرَّبعی، الخولانی، ابن عدیم، ابن عساکر(1)، ابن علی جراده، ابن ابی طی، ابن ابی ایاس و ابن ایاس در سده‏های پنجم و ششم هجری تاریخ‏نگاری شام را چهره‏ای دیگر بخشیدند. بعضی از آنان چون ابن ابی طی شیعه بوده و تاریخ تشیع در این سرزمین را بخوبی به تصویر کشیدند.با انتقال خلافت به بغداد، حدود یک قرن، تاریخ‏نگاری در شام سستی گرفت تا اینکه دوباره جانی تازه یافت لیکن تاریخنگاران این دوران به تألیف تاریخ عمومی اسلام کمتر علاقه‏ای نشان داده و بیشتر به تاریخ‏نگاری محلی پرداختند. 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فصل اول

 

سرزمین شام و جغرافیای آن

 


 


شاید تصور بر این باشد که سرزمین شام سوریه کنونی باشد اما سرزمین شامات در گذشته بسیار گسترده  بوده است ، یاقوت حموی در معجم البلدان محدوده شام را از شمال چین و هند تا شام مصر و اسکندریه می داند.او نام اولیه آنرا سوری می داند که عربها آن را شام یعنی سمت چپ نامیدند چون در سمت چپ خانه کعبه واقع است . گروهی دیگر شام را جمع شامه به معنی خال سیاه و لکه های  سطح ماه میدانند-به جهت فراوانی روستاها و قریه های آن و نزدیکی آنها به یکدیگر که شباهت به شامات به این نام نامیده شده است - و  ابوبکر انباری نام شام را برگرفته از دست شوم و بدیمن که همان دست چپ است می داند.نیز ممکن است که صیغه" فَعلی " از ماده " شُؤم" باشد.

کلبی گفته : سرزمین شام، شام نامیده شد به جهت لکه های سیاه و سفیدی که در زمین آن وجود دارد.

عده ای آن را برگرفته از نام" سام بن نوح" میدانند و میگویند او اولین کسی بود که در آنجا سکونت گزید به تدریج اعراب آن را از سام به شام تغییر دادند.

طول شام از فرات تا عریش و عرض آن از کوههای طئ تا دریای مدیترانه است .شام به داشتن سرزمین های بسیار و آبادیها و شهر های بزرگ توصیف شده است و پیشینیان آنها را به 5 بخش تقسیم کرده اندکه عبارتند از : فلسطین، اردن، حمص ،قنسرین و عواصم .

شهرهای ساحلی شام که ثغور دریایی  نامیده می شدند عبارتند از: سواحل حمص شامل انطرطوس، بانیاس، لاذقیه ، جبله و هریاذه.

سواحل دمشق شامل عرقه ،طرابلس ،جُبیل ، بیروت ، صیدا ، حصن الصرفند و عدنون می باشد.

درسایت ویکی پدیا هم محدوده شام به این ترتیب آمده است: شام اصطلاحی تاریخی جغرافیایی است که‌ به‌ منطقه‌ نسبتاً گسترده‌ای از خاورمیانه‌ اطلاق می‌شود که‌ در جنوب رشته‌کوههای توروس، شمال صحرای عرب، غرب میانرودان (بین‌النهرین) و در جوار کرانۀ شرقی دریای مدیترانه‌ قرار دارد. این منطقه‌ دربرگیرنده ‌سرزمین‌هایی است که‌ کشورهای کنونی سوریه، اردن، لبنان، فلسطین و اسرائیل برآن بنا شده‌ هستند. گاهی بخش‌هایی از غرب عراق را نیز جزو سرزمین شام به‌ شمار می‌آورند.(2)

 

 

 

 فصل دوم

ظهور شیعه در شام

یار دیرین پیامبر ،ابوذر غفاری را کسی میدانند که بذر تشیع را در شام و جبل عامل افشاند .اما تاریخ دقیق آن مشخص نیست . ولی تاریخ تقریبی آنرا بین سال های 28 تا 30 هجری می توان در نظر گرفتاو به روستا ها و نواحی ساحلی می رفت و مردم را به دوستی علی (ع) فرا می خواند. معاویه به عثمان نامه نوشت که اگر به شام احتیاج داری به دنبال ابوذر بفرست که او قلب های مردم را پر از کینه کرده است .عثمان هم به او نامه نوشت که ابوذر را بر شتر بی جهاز سوار کن. او را به مدینه آوردند در حالیکه گوشت رانهای او ریخته بود. سپس عثمان او را به ربذه تبعید کرد و در آنجا در سال32 ه.ق رحلت کرد.

اما در نواحی ساحلی شام تعدادی دیگر از یاران علی (ع) تشیع را منتشر ساختند که عبارتند از:مالک اشتر نخعی ،ثابت بن قیس همدانی،کمیل بن زیاد نخعی و زید بن صوحان،صعصه بن صوحان،جندب بن زهیر غامدی ،حبیب بن کعب ازدی ،عروه بن جعد و عمرو بن حمق خزاعی.

این عده به کرار درکوفه از عثمان بد گویی می کردند لذا به درخواست والی کوفه به شام نزد معاویه تبعید شدند ام او نیز حریف زبان آنان نشد و عثمان آنان را به نزد امیر حمص فرستادو آنها در نواحی ساحلی سکنی داده شدند .

سخت گیری ها و کشتار شیعیان در شام به دست معاویه باعث فرار عده ی زیادی از شیعیان به نقاط دوری مانند کوهستانهای لبنان شد. از طرفی دیگر آمدن برخی از رجال اولیه شیعه مانند سلمان فارسی و عبدالله بن مسعود برای  به سواحل شام برای مرزبانی و جنگ با رومیان بود.

ابن عساکر نقل می کند که انس ، ابودرداء و ابوهریره و ابن مسعود را که از "سلسله " که دژی بود از توابع ساحل دمشق می آمده ملاقات کرده است .وجود این رجال بزرگ در میان شهرهای ساحلی تاثیر خود را در انتشار تشیع میان این مردم باقی گذاشت .بسیاری از مردم این شهرها توسط معاویه از ایران برای مقابله با رومی ها به آنجا منتقل شده بودند.

در دو قرن 5 و6 اکثریت ساکنان شام و سواحل آناز شیعیان بودند ابن بطلاندر قرن چهارم ساکنان حلب امامی مذهب می داند.ناصر خسرو هم که در سال 438 از برخی شهرهای ساحلی شام دیدن می کند ساکنان طرابلس را همگی شیعه معرفی می کند.او همچنین بیشتر ساکنان صور را شیعه می داند.ابن جبیر هم درسال580 از دمشق دیدن کرده در سفرنامه خود درباره دمشق می نویسد:" شیعیان در این بلاد امور عجیبی دارند ،آنها بیشتر از سنیان هستند." همچنین واقعه ای که از ابن شداد نقل شده است که در آن مدرسه زجاجیه را که  حاکم حلب  می خواست به عنوان مدرسه ای شافعی  بسازد مردم حلب را که بیشتر آنها شیعه بودند هیچ کمکی به او نکردند.و شبانه ساختمان مدرسه را خراب می کردند .این امر حاکم را مستاصل کرد وبه ناچار از عالم شیعی آنجا خواست تا در ساخت مدرسه مباشرت داشته باشد تا عامه مردم را از تخریب آن بازدارد.   (3)  

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فصل سوم

ادوار تاریخی شیعه در شام

الف)دوره شکوفایی

ظهور شیعیان به طور گسترده در سواحل شام همزمان با تاسیس دولت تنوخیان در لاذقیه به سال 249ه.ق /864 م بود.از این رو فاصله زمانی بین سالهای 249 تا 670 ه.ق (864تا 1272 م ) را دوران شکوفایی شیعه در نواحی ساحلی شام می دانند. در طی این مدت سه دولت مستقل در این ناحیه به طور پی در پی ظهور یافتند:

1-دولت تنوخیان در لاذقیه و جبله (249تا 364  ه.ق )

اگر متـّنبی شاعر و قصیده های او درباره  محمد بن اسحق تنوخی و حسین بن اسحق و علی بن ابراهیم  بن یوسف الفصیص نبود،چیزی درباره این دولت نمی دانستیم. دولتی که بیش از 120سال به حیات خود در موقعیتی بسیار سخت به حیات خود ادامه داد.(4) اصل تنوخ از قبیله قضاعه است و قضاعه پسر نزار بن معد بن عدنان است و کنیه ی نزار ابو قضاعه است. پس از اختلافی که بین بنی قضاعه صورت گرفت ،گروهی در حجازماندندو گروهی از آنان به یمنو گروهی دیگر به مصر و شام رفتند که تا به امروز هم نسل آنان باقی است که عبارتند از: کلب بن وبره،تنوخ،سلیخ،خشین،قین و علیص.

بنابراین قضاعه اولین عربهایی بودند که به شام وارد شدند وچون در شام اقامت کردند تنوخ نامیده شدند زیرا تنوخ به معنی اقامت در مکانی خاص است. ملطی در تاریخش می گوید که تنوخیان در کنار رود قویق در حلب چادر نشینی می کردند.اولین کسی که از دولت تنوخیان در لاذقیه ذکری به میان آورده محمد امین غالب الطّویل است. ریشه خاندان تنوخی در لاذقیه به تنوخیان معره باز میگردد .بزرگ آنان ،یوسف بن ابراهیم تنوخی ،معروف به فصیص درسال 249 به عنوان والی به لاذقیه آمد که این منصب پاداش نبرد او با با قبایل کلبی بود.فصیص ابتدا معره و سپس قنسرین را تحت فرمان خود درآوردو سپس امارت لاذقیه به او داده شد.بعد ازاو نیز تنوخیان با فراز و نشیب هایی سیطره خود بر لاذقیه را استمرار بخشیدند. متــّنبی در اقامت خود در لاذقیه شاهد درگذشت محمد بن اسحق یکی از امیران تنوخی بود که مرثیه ای شامل 4 قصیده در رثاء او سروده است.بعد از او برادرش حسین بن اسحق حکومت را در دست گرفت که نام او نیز در قصیده های متــّنبی آمده است.در زمان حکومت علی بن ابراهیم بن یوسف الفصیص آخرین امیر تنوخی که نام او در اشعار متــّنبی آمده است، او با زیرکی خود لاذقیه را از خطر نابودی توسط نفقور پادشاه روم نجات داد. اما اطلاع دقیقی از پایان دولت تنوخیان در دست نیست .

2- حکومت قاضیان آل عمار در طرابلس (462تا502 ه.ق)

در قرن پنجم برپایی حکومت های محلی قومی در طرابلس،حلب،صور،دمشق و لبنان مهمترین واقعه بود که بارزترین آنها حکوت آل عماردر طرابلس است که شیعه دوازده امامی بودند  .نسب آل عمار به قبیله ی طیء بر میگردد.ابن خیاط در دو قصیده به نسب آنان اشاره می کند.(5) 

این دولت نزدیک به40 سال ادامه یافتو دومین دولت شیعی شام پس از تنوخیان بودند.موسس این دولت امین الدوله است که نقش مهمی در برقراری صلح میان خلیفه المستنصر فاطمی و تاج الملوک محمود امیر حلب ایفا کرد.او در مذهب شیعه فقیه بود.از پر افتخارترین کارهای او احداث دارالعلم در طرابلس بود که آن را بنیان نهاد تا دانشگاهی شیعی باشد وبیش از صدهزار جلد کتاب وقف در آن قرار داد.پس از مرگ او برادرزاده اش جلال الملک جای او را گرفت.او بزرگترین و مهمترین فرد خاندان آلعمار محسوب می شود .در دوران او طرابلس به نهایت عظمت خود رسید.اوطرابلس را در مقابل فاطمیان وسلجوقیان حفظ کرد.جلال الملک دوستدار آبادی و عمران نیز بود،او مسجد جامعی به نام خودش در طرابلس بنا کردو ضلع شرقی مسجد حلب را ساخت.ابن خیاط در 5 قصیده او را ستوده است.بعد از جلال الملک برادرش قاضی فخر الملک جای او را گرفت .در زمان او که آخرین امیر آل عمار است صلیبیان طرابلس را محاصره کردند و پس از 5سال محاصره شهر را پس از قتل و

غارت و چپاول تصرف کردند. حیات فرهنگی طرابلس در دوران آل عمار به شکل بی نظیری شکوفا شد.نظارت و سرپرستی دارالعلم این شهر را علمایی نظیر ابو عبدالله طلیطلی ،حسین بن بشر بن علی و اسعد بن ابی روح ابوالفضل الرافضی که هریک دارای مرتبه ای والا در علم بودند،عهده دار بودند.کتابخانه عظیم این شهر نیز متاسفانه در حمله صلیبیان نابود شد.

بعضی از بزرگان فقه آسمان علم و فرهنگ طرابلس عبارتنداز:حسین بن احمد بن محمد بن قطان بغدادی شاگرد سید مرتضی و شیخ مفید،قاضی سعد الدین عبدالعزیزبن نحریر بن عبدالعزیزبن برّاج از شاگردان خاص سید مرتضی و سپس شیخ طوسی بوده اند . همچنین شیخ عزالدین عبدالعزیز بن ابی کامل طرابلسی و ابو عبدالله محمد بن هبه بن جعفرورّاق  صاحب مقامات والایی در فقه وچندین تالیف می باشند.

در ادبیات ابن منیر طرابلسی ملقب به عین الزّمان و مشهور به الرفاء یگانه ی زمان خویش بود.ابن فضالله العمری در مقابل ستایش اورا رافضی خبیثی میداند که معتقد به مذهب امامیه است.(6)

 

3-دولت اسماعیلیان در مصیاف (535تا670 ه.ق)

دعوت اسماعیلیان که قائل به امامت اسماعیل بن جعفرصادق(ع) در سرزمین شام ابتدا در حلب انتشار یافت واین کار توسط حکیم مُنجّم صورت گرفت.بعد از او ابو صائغ عجمی به آن اقدام کرد.ابتدا رضوان حاکم حلب به آنها روی خوش نشان داد اما بعد ازمرگ او جانشینانش با اسماعیلیان درگیر شدند و تعداد زیادی از آنان را به قتل رساندند.بدین گونه این اوضاع آنان  را بر آن داشت تا به نقاطی که از لحاظ جغرافیایی امن باشد بروند؛بنابراین آنها به مصیاف و قلعه های مرتفع اطراف  آن پناه بردند.بااستیلای سلطان مسعود بر الموت قلعه های یازده گانه مصیاف قلاع الدعوه نامیده شده بودند اهمیت زیادی برای اسماعیلیان پیدا کرد.اوج شکوفایی حکومت اسماعیلیان در مصیاف در زمان حکومت راشد الدین سنان شکل گرفت.او فدائیان بسیاری را تربیت کرده بود.این شکوفایی بعد از سنان  تا زمان حمله مغولان وفتح قلاع آنان  ادامه یافت .هرچند اسماعیلیان بعد از مدتی این قلاع را باز پس گرفتند اما دیگر حکومت اسماعیلیان رونق گذشته را نداشت و پس از 12سال به دست ملک ظاهر بیبرس از میان رفتند.دولت اسماعیلیان آخرین وطولانی ترین  دولت شیعی در نواحی ساحلی شام بود.

بعضی از بزرگان فرهنگ و ادب دوران اسماعیلیان میراث آنان محسوب میشوند عبارتنداز:امیر مزید حلّی اسدی که شاعری نوآور بود .او در اشعارش به مدح اهل بیت پرداخته است(7)  ،شمس الدین الطیبی شاعر بود و در فنون مختلف سرآمد.حسن بن احمد بن علی معدّل صاحب قصیده مشهور به" الفیه معدل" است.

 

 ب) دوره افول و سختیها

پس از دوره شکوفایی که شیعیان در بلاد شام و نواحی ساحلی دوران اُفول آنان فرا رسید.با اُفول حکومت های مستقل شیعی ،تشیع به عنوان یک مذهب نابود نشدو فقط به خاطر فشارهایی که بر آنان وارد شد تعداد آنها بسیار کاهش یافت. کلیه حکومت هایی که پس از عباسیان در بلاد شام به حکومت رسیدند مانند سلجوقیان،زنگیان، ایوبیان، ممالیک، و عثمانی ها سنّی بودندو دشمنی شدیدی با شیعیان داشتند. این حکومتها پس از نابود کردن شیعیان در مصر به ریشه کنی کلیه آثار شیعیان در بلاد شام اقدام کردندبه نظر می رسد این فشارها به تدریج به الحلال مذهب تشیع در حلب و شام منجر شده است..در زمان نورالدین زنگی در سال 543 او اذان را تغییر داد و جمله ی "حی علی خیر العمل " را از اذان حذف کرد.در زمان ممالیک هم به جز مذاهب چهارگانه اهل سنت بقیه مذاهب تحریم شده بودند.(8)   این دوران مصیبت بین سالهای 543 تا 922 ه.ق طول کشید.ابن تیمیه  در سال 705فتوای شوم  قتل شیعیان را صادر کرد و اعلام کرد که جهاد با آنها از جهاد با مشرکان و اهل کتابی که با مسلمانان می جنگند افضل است زیرا جهاد با اینان محافظت از سرزمین های اسلامی است. سلطان سلیم عثمانی هم شیعیان کوهستان لاذقیه و نواحی دیگر را با فتوای شیخ نوح دمشقی به قتل رساند . این اعمال وحشیانه بعضی از شیعیان را مجبور کرد برای حفظ جان خود مذهب اهل سنت را بپذیرند.پس از ریشه کنی مذهب شیعه در بلاد شام به دست امام بزرگ سید ابراهیم محمد ممدوح که از اولاد اسحق موءتمن بود ظهورکرد اما نه به به آن قوت و شکوفایی گذشته .

 

ج) دوره تجدید حیات

سرزمین شام در اوایل فتح عثمانیان شامل چند ایالت بزرگ یعنی دمشق ، طرابلس و حلب میشد ؛سپس به چهار ولایت حلب،سوریه،صیداکه از سوریه جدا شد و طرابلس تقسیم شد. در سال 1879 میلادی مدحت پاشا والی ولایت سوریه تصمیم دربار عثمانی مبنی بر تغییر لاذقیه به حاکم نشین اعلام کرد.ولی مهمترین تغییرات در بلاد شام به دنبال جنگ جهانی اول صورت گرفت.متفقین به رهبری فرانسه و انگلیس به تکه تکه کردن پیکره ی شام به بدترین شکل پرداختند . ابتدا دولت بزرگ لبنان را از آن جدا کردند و بقیه ی نواحی شام را به دولت های کوچک دمشق ، حلب ، جبل روز ، علویان و اسکندرون تقسیم کردند . حکومت علویان ( شیعیان ) از نواحی زیر تشکیل شده بود : اراضی استان لاذقیه ، اراضی استان طرابلس ، اراضی شهرستان مصیاف .آل حرفوش که در سده ی یازده تا اواخر دوره عثمانی امارت و ریاست بر بعلبک را عهده دار بود از خزاعه و شیعه مذهب بودند.(9)

حکومت علویان به عنوان یکی از استانهای تحت امردولت سوریه محسوب می شد . نتایج حاصل از تغییرات پدید آمده بین سالهای 1920 تا 1942 به شرح ذیل است :

1) نام سرزمین شام از بین رفت .

2) به جای سرزمین شام چند دولت به وجود آمد : سوریه ، لبنان ، اردن هاشمی و فلسطین

3) استان اسکندرون از شام جدا و به ترکیه منضم شد .

4) سواحل شام که اینک سواحل سوریه نامیده می شود به نحو زیادی کاهش یافت .

در دوران تجدید حیات و دوره ی فعلی نامی که بر شیعیان در سوریه و لاذقیه اطلاق می شود همان عنوان علویان است .

شیعیان این مناطق به تدریج با حرکت در دو جهت دینی و ادبی به دوران تجدید حیات خود گام نهادند . ابتدا در زمینه ی جهت گیری دینی با ساخت مساجد و اهتمام در این زمینه اقدامات وسیعی انجام دادند و باعث ایجاد تحول در وضعیت علویان که کاملاً عقب مانده و در عزلت و انزوا به سر می بردند به وجود آورد . اولین مسجدی که ساخته شد با همت مرحوم شیخ عبدالعال معروف به حاج معلّا بود . شیخ غانم یاسین و شیخ عبدالحمید افندی نیز با اقتدا به او نسبت به ساخت مسجد جامعی در صافیتا اقدام کردند . مسجد خضر و مسجد روستای ظهر بشیر و روستای شیخ بدر از توابع طرطوس نیز به این ترتیب ساخته شدند .

یکی دیگر از اقدامات در جهت بهبودی شرایط شیعیان مبارزه با خرافات و عادتهای ناروا ست مثلاً مبارزه با مخفی نگه داشتن اقامه نماز و مبارزه با تبعیضات عشیره ای. به عنوان نمونه علوی های سوریه را علی اللهی می گویند . به گفته‌ای دیگر: علی اللهی‌ها که به آن‌ها انصاری‌ها، نُصَیْری‌ها و گاه حتی علوی نیز می‌گویند شاخه‌ای از شیعه اند که بیشتر در سوریه پراکنده‌اند. ایشان نامشان را برگرفته از علی داماد و پسر عموی محمد می‌دانند. علی‌اللهی‌ها در ایران نیز هستند؛ در کردستان و جاهای دیگر. این گروه علاقهٔ زیادی به علی دارند.(10)          

 

 

               

                       

 

 

فصل چهارم

 معرفی برخی ازشهرها و شخصیت های شیعی شام و تالیفات آنها

 

بعلبک: از شهرهای شیعی شام است و بزرگانی نظیر احمد بن علی حمصی  و جعفر بن ابی الغیث بعلبکی از شخصیت های شیعه این شهر است . امروزه نیز این شهر در جنوب لبنان از مراکز مبارزه در بربابر رژیم صهیونیستی و از مراکز تشیع لبنان است.

حمص:این شهر تحت تاثیر حلب شیعیانی داشته است. از جمله ،حسن بن ابراهیم حمصی که ابن ابی طی از او نام برده است.

عزالدین احمد بن علی بن معقل مهلبی حمصی از ادیبان و شاعرانی است که ذهبی از او با عنوان "کبیر الرافضه" یادکرده است.

رقّه:شهرک رافقه که عالمی به نام حسن بن عنبس رافقی دارد در ایین شهر واقع است و این شهر از مراکز شیعیان شام در حاشیه شمالی فرات است .

حلب:از قرن  پنجم  تا قرن هشتم مرکز تشیع شامات بوده است .شیوع تشیع در آن در پی حمایت حمدانیان شیعه از مهاجران علوی و خاندانهای شیعی صورت گرفت.سیف الدوله حمدانی حاکم این شهر از شخصیت های پر افتخار دنیای اسلام است. حتی امروزه نیز اقلیتی شیعی در این شهر زندگی می کند.در اطراف مشهد الدکه ،محله شیعه نشینی  قرار دارد که قبر امامزاده محسن بن حسین  بن علی بن حسین (ع)  واقع است و همچنین در فاصله 200 متری آن مرقد رأس الحسین قرار گرفته است.ابن ابی طی از عالمان و نویسندگان معروف شیعی حلب است. او درباره مشهد الدکه می گوید که سیف الدوله در بلندی کوهی مشرف بر مشهد دکه ای ساخته و روی آن می نشسته  و به رود پایین مشهد می نگریسته است.(11)    از زمان زنگیان مبارزه با شعائر دینی در این شهر شروع شد. مولوی نیز در شعری درباره برگزاری مراسم عزاداری شیعیان حلب برای امام حسین  در دروازه انطاکیه  حلب می گوید:

                             روز عاشورا همه اهل حلب                                        باب انطاکیه اندر تا به شب

                             گرد آید مرد وزن جمعی عظیم                                 ماتم آن خاندان دارد مقیم

                              ناله و نوحه کنند اندر بکا                                          شیعه عاشورا برای کربلا

                             بشمرند آن ظلم ها و امتحان                                    کز یزید و شمر دید آن خاندان    (12)    

سر شناس ترین خاندان شیعی این شهر سادات بنی زهره بودند.این خاندان در دوره صفوی با ایرانیان ارتباط داشتند.از خاندان دیگر شیعی این شهر خاندان خشّاب و خاندان جلی است. مرحوم طباطبایی شرحی از این خاندان در کتاب اعلام الشیعه آورده است.از شخصیت های شیعی این شهر ابو طاهر ابراهیم بن سعید بن خشاب، ابوالحسن اسماعیل بن احمد جلی حلبی ، ابو علی حسن بن احمد بن علی بن معلم حلبی،حسن بن طاهر بن حسین ،علامه ابو محمد حسن بن احمد بن صالح همدانی و حسن بن بشار حلبی می توان نام برد.

 

نتیجه گیری

از آنجا که مورخان مکتب تاریخ‏نگاری شام، تحت تأثیر سلایق فکری و مذهبی خود و نیز اوضاع سیاسی اعصار خویش و تمایلات حکومتهای موجود به گزارش حوادث تاریخی  پرداخته‏اند لذا استفاده از روایات آنان بدون بررسی و مطابقت با سایر منابع مورخان مکاتب تاریخی دیگر از جمله عراق، حجاز، ایران و بویژه منابع شیعی به هیچ رو نمی‏تواند تصویری واقعی و حقیقی از شیعه در آن سرزمین  علیه‏السلام به دست دهد چرا که تنها زمانی می‏توان به حقیقت یک رخداد تاریخی دست یافت که تمامی منابع را با یکدیگر مطابقت کرد و بر اساس جرح و تعدیل و نیز توجه به وابستگی‏های فکری و سیاسی آن مورخان و اوضاع سیاسی عصری که در آن می‏زیسته‏اند مورد مطالعه قرار داد. بدیهی است بدون این امر، نگرش به یک واقعه چیزی جز یک‏سونگری و دیدی ناقص نخواهد بود و ما را به حقایق رهنمون نخواهد ساخت.

شام و دمشق قرن چهارم و پنجم به رغم سوابق اموی خود به تدریج به سمت تشیع گرایش پیدا کرد و به همین دلیل طی این قرون و بعد از آن شخصیت های شیعی این دیار فراوانند.اما به دلیل آن که شرح حال مدونی از رجال شیعه آن دیار نوشته نشده ، بیشتر این شیعیان گمنام مانده و گهگاه در آثار سنیان به نام آنان بر می خوریم .

تشیع در زمان حضور آل حمدان در حلب و دمشق و حضور علویان و نقیبان و حکومت تنوخیان در لاذقیه و حکومت آل عمار در طرابلس و دولت اسماعیلیان در مصیاف و در روزگار فاطمیان در سرزمین شامات به خصوص در قرن چهارم و پنجم در سرزمین شام فراگیر شده است.این نفوذ در دوره نوری ها و ایوبی ها و ممالیک کاهش یافت و با سختیهایی روبرو شد.در موارد متعددی قاضیان مالکی و حنفی شام به صرف شهادت کسانی علیه شیعیان مبنی بر این که به شیخین جسارت کرده اند،آنان را اعدام می کردند.(13) اما با سپری شدن چندن قرن بار دیگر فروغ بیداری شیعیان در این سرزمین تابیده است و به خصوص بعد از انقلاب اسلامی در جمهوری اسلامی ایران و روابط حسنه ای که بین دو کشور برقرار است شیعیان به راحتی برای زیارت اماکن مقدس این کشور که در راس آن زینبیه قرار دارد به این کشور سفر می کنند و باعث ارتباط وسیعتر با شیعیان این کشور شده اند و انجمن های شیعی در سواحل نقش زیادی در احیای مذهب جعفری دارند ،از آن جمله تاسیس اتحادیه جوانان مسلمان علوی لاذقیه ،انجمن خیریه امام علی ّ الرضا در جبله انجمن خیریه جعفری در طرطوس و بانیاس و صافتیا می توان نام برد.

 

 

 

به امید پیروزی شیعیان در سراسر گیتی

                   هادی مهدوی چرمی                         تیرماه 1388                مشهد مقدس

                                                                                                                                                                                                                                                               پایان            

 

 

 

 

پی نوشت ها

1.متوفی سال571 و مولف کتاب 80جلدی تاریخ مدینه دمشق

2.سایت ویکی پدیا ذیل واژه شام

3.تاریخ شیعه در شام ص 37

4.همان منبع ص 40

5. همان منبع ص 54

6. همان منبع ص96

7.همان منبع ص 119

8.همان منبع ص 134

9. تاریخ تشیع در ایران ص 787

10.سایت ویکی پدیا ذیل کلمه ی علی اللهی

11. تاریخ تشیع در ایران ص 790

12. مثنوی معنوی دفتر ششم –ش 777-7780

 13.نمونه هایی از این اعدام ها در جلد چهاردهم البدایه والنهایه ابن کثیر ذکر شده است

 

 

 

 

 

منابع و مآخذ

1

 

.مجله مشکوة، شماره 76و77، قائدان، اصغر

2. عثمان ،هاشم :تاریخ شیعه در شام، حسن حسین زاده شانه چی ،چاپ اول،مشهد،بنیاد پژوهش های اسلامی آستان قدس رضوی ،1382

3.جعفریان،رسول:تاریخ تشیع در ایران از آغاز تا طلوع دولت صفوی ،چاپ دوم،تهران، نشر علم ،1387

4.سایت ویکی پدیا ، دانشنامهٔ آزاد